تهیهکننده: پیمان پورنیا
رئیس مطالعات و پژوهش واحد تحقیق و توسعه شرکت ایران ملاس
اولین دستگاه محرک عصب کمتهاجمی برای بیماری روماتیسم مفصلی (آرتریت روماتوئید) که مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) قرار گرفته است، نقطه عطفی در پزشکی بیوالکترونیک به شمار میرود—و محققان امیدوارند که بیماریهای دیگر هدف بعدی درمان با این روش باشند.
قبلاً جنی مور، معلم بازنشسته ۶۰ ساله اهل بالدوین، نیویورک، تقریباً یک ساعت طول میکشید تا از رختخواب بیرون بیاید. برای دههها، آرتریت روماتوئید او را با درد مفاصل ناتوانکنندهای مواجه کرده بود که رقصیدن در عروسیها و بازی با نوههایش را دشوار میکرد.
در طول سالها، مور لیست طولانی از داروها، از جمله هومیرا و اورنسیا، را بدون تسکین پایدار امتحان کرد. سپس در اوایل امسال (زمان انتشار این مطلب هفدهم آگوست 2026 است)، او رویکردی کاملاً متفاوت را امتحان کرد: دستگاهی که اخیراً توسط FDA تأیید شده است و التهاب را با تحریک الکتریکی به جای داروی دیگر درمان میکند.
طی یک جراحی ۳۰ دقیقهای، پزشکان یک محرک عصبی به اندازه یک کپسول مولتی ویتامین را در گردن او کاشتند تا شاخهای از عصب واگ چپ او، یک مسیر ارتباطی اصلی بین مغز و اندامهای داخلی، را تحریک کنند. هر روز صبح هنگام خواب، این دستگاه یک پالس الکتریکی کوتاه ارسال میکند که برای فعال کردن یک مدار عصبی که التهاب را کنترل میکند، طراحی شده است.
چند ماه پس از آغاز درمان، مور میگوید که برای رفتوآمد در محله دیگر نیازی به استفاده از واکر ندارد. او میگوید: «دردم کمتر شده و تحرک بیشتری دارم. شوهرم حالا به شوخی میگوید که من بهتر از او راه میروم.»
مور جزو نخستین کسانی است که از نسل جدیدی از پزشکیِ بیوالکترونیک بهرهمند شدهاند؛ روشی که هدف آن درمان بیماریهای مزمن از طریق تحریک بخشهای خاصی از سیستم عصبی است، نه صرفاً تکیه بر داروهایی که در سراسر بدن پخش میشوند. اگرچه دهههاست که از تحریک الکتریکی برای درمان بیماریهایی مانند پارکینسون، صرع و افسردگی و همچنین توانبخشی پس از سکته مغزی استفاده میشود، اما بسیاری از دستگاههای پیشین نیازمند جراحیهای سنگین یا کاشت چندین قطعه در بدن بودند.
اکنون پژوهشگران در حال ساخت دستگاههایی کوچکتر و با تهاجم کمتر برای درمان طیف وسیعتری از بیماریهای مزمن هستند. برای افرادی مانند مور، این دستگاهها میتوانند گزینهای جایگزین باشند؛ بهویژه زمانی که داروها اثربخش نیستند یا عوارض جانبی دشواری ایجاد میکنند.
چگونه پزشکیِ بیوالکترونیک، سیستم ایمنی را آرام میکند
در سال ۱۹۸۵، کودک خردسالی به نام جنیس در بخش اورژانس سوختگی بیمارستان نیویورک بستری شد؛ جایی که کوین جی. تریسی— که اکنون رئیس و مدیرعامل مؤسسات تحقیقات پزشکی فاینستاین است — در حال گذراندن دوره تخصص جراحی مغز و اعصاب بود. او میگوید: «جنیس داشت از جراحات سوختگیاش جان سالم به در میبرد، اما التهابی که گویی ناگهان و بیدلیل بروز کرد، باعث شد او دچار شوک شود و در آغوش من جان ببازد.» او فعالیتهای علمی خود را وقف یافتن علت این رخداد کرد.
بیش از یک دهه بعد، تریسی پدیدهای را کشف کرد که به رفلکس التهابی شهرت یافت؛ یک مدار عصبی که به تنظیم واکنش التهابی بدن کمک میکند. سیگنالهایی که از طریق عصب واگ و عصب طحالی منتقل میشوند، در نهایت گروهی از سلولهای T در طحال را وادار به آزادسازی استیلکولین میکنند؛ مادهای که به سرکوب سیگنالهای التهابیِ ناشی از سایر سلولهای ایمنی یاری میرساند.
او میگوید: «ما سازوکار کنترل التهاب توسط سیگنالهای عصب واگ را بهتر از نحوه عملکرد اکثر داروهای ضدالتهاب درک میکنیم.» در رابطه با آرتریت روماتوئید، برخی از این داروها دارای «هشدار جعبه سیاه» (شدیدترین نوع هشدار دارویی) هستند که نشاندهنده خطرات شدید و تهدیدکننده جان بیمار است؛ علاوه بر این، این داروها در کمک به حدود ۶ تا ۲۱ درصد از افرادی که آنها را مصرف میکنند، ناموفق هستند.
این موضوع احتمال دیگری را مطرح کرد: اگر پژوهشگران بتوانند رفلکس التهابی را مستقیماً فعال کنند، آیا میتوانند بدون تکیه صرف بر دارو، التهاب را کنترل نمایند؟
در سال ۲۰۰۷، تریسی شرکت ستپوینت مدیکال را تأسیس کرد تا آن ایده را به روشی درمانی برای مبتلایان به آرتریت روماتوئید مقاوم به درمان تبدیل کند. این دستگاه هنگام خواب فرد، یک پالس الکتریکی کوتاه ۶۰ ثانیهای ارسال میکند تا التهاب را کاهش دهد.
پژوهشگران این روش را در یک کارآزمایی بالینی تصادفیشده محوری با حضور ۲۴۲ فرد مبتلا به آرتریت روماتوئید متوسط تا شدید، مورد آزمایش قرار دادند. پس از ۱۲ هفته، ۳۵٫۲ درصد از کسانی که دستگاهشان فعال شده بود، معیارهای بهبود بالینیِ تعیینشده در پژوهش را محقق کردند؛ این رقم در گروه شاهد ۲۴٫۲ درصد بود. پیگیریهای بلندمدت نیز تداوم بهبود را در برخی از شرکتکنندگان نشان داد. این نتایج به اخذ تأییدیه سازمان غذا و دارو برای این دستگاه در سال ۲۰۲۵ کمک کرد.
تحریک عصب واگ تا کجا میتواند پیش برود؟
موفقیت آزمایش آرتریت روماتوئید ستپوینت، محققان را بر آن داشته است تا بپرسند که آیا همین رویکرد میتواند برای سایر بیماریها نیز مؤثر باشد یا خیر.
دیوید تووسون، متخصص سرطان و مدیر مرکز سرطان آزمایشگاه کلد اسپرینگ هاربر، میگوید: «اغلب وقتی به یک پیشرفت علمی دست پیدا میکنید، به این دلیل است که هیچکس دیگری آن کار را انجام نمیدهد؛ و وقتی هیچکس کار دیگری را انجام نمیدهد، مردم نسبت به آن بدبین هستند یا اصلاً به خود زحمت پیگیریاش را نمیدهند. اما وقتی یک آزمایش تصادفیسازیشده مرحله ۳ با نتیجه مثبت دارید، ابروهای بیشتر مردم از تعجب بالا میرود.»
اکنون، شرکت ستپوینت مدیکال در حال انجام آزمایشهایی روی دو بیماری خودایمنی رایج است: بیماری کرون و اماس. در اوایل سال جاری، این شرکت شروع به استخدام برای یک مطالعه ۶۰ نفره در مراحل اولیه بیماری اماس عودکننده-بهبودیابنده کرد تا ببیند آیا این دستگاه میتواند درمان استاندارد را بهبود بخشد یا خیر. تریسی همچنین علاقهمند است بداند آیا این درمان در صورت ارائه به بیماران در مراحل اولیه آرتریت روماتوئید، فواید بیشتری به همراه دارد یا خیر.
سایر کاربردهای بالقوه بسیار فراتر از اقدامات بالینی هستند. تعداد انگشتشماری از آزمایشهای اولیه انسانی، محرکهای عصب واگ را برای شرایطی از جمله درد، پارکینسون و کووید طولانی مدت آزمایش میکنند. برخی از آنها از یک نوع دستگاه حتی کمتر تهاجمی به نام محرک عصب گوش استفاده میکنند که شاخههای عصب واگ را از طریق گوش هدف قرار میدهد.
وقتی داروها کافی نیستند
عصب واگ تنها یکی از اهداف پزشکی بیوالکترونیک است. محققان همچنین در حال بررسی سایر اعصاب و مسیرهای حسی هستند که میتوانند گزینههای جدیدی را در زمانی که داروها به خوبی عمل نمیکنند یا عوارض جانبی سختی ایجاد میکنند، ارائه دهند.
بهعنوان مثال، تووسون در حال مطالعه چگونگی تعامل اعصاب با پانکراس در سرطان پانکراس است. تحقیقات اخیر او نشان داد که برخی فیبروبلاستها میتوانند اعصاب سمپاتیک را به درون پانکراس فراخوانند، جایی که این اعصاب ممکن است به التهاب و پیشرفت سرطان کمک کنند. محققان هنوز نمیدانند که آیا هدف قرار دادن این سیگنالهای عصبی میتواند به درمان سرطان پانکراس در افراد کمک کند یا خیر.
برای مثانه بیش فعال، داروها میتوانند به کنترل علائم کمک کنند، اما بیش از 70 درصد بهدلیل عوارض جانبی مانند یبوست و افزایش خطر اختلال شناختی و زوال عقل، مصرف آنها را قطع میکنند.
فمپالس در حال آزمایش یک دستگاه واژینال قابل جاسازی است که تحریک الکتریکی خفیفی را به اعصاب لگنی درگیر در کنترل مثانه ارائه میدهد. آزمایش محوری آن مقایسه دستگاه با دترول، یک داروی رایج برای مثانه بیش فعال است. انتظار میرود این آزمایش 151 نفره در سال 2027 به پایان برسد.
در همین حال، سیلویا وی. کنده، استاد دانشکده پزشکی NOVA در پرتغال، در حال تحقیق در مورد این است که آیا هدف قرار دادن جسم کاروتید، یک اندام حسی کوچک در اعماق گردن که اطلاعات مربوط به متابولیسم بدن را به مغز منتقل میکند، میتواند به درمان بیماریهای قلبی-متابولیک کمک کند یا خیر. یافتههای پژوهشی کنده حاکی از آن است که در صورت بیشفعالی این مورد، احتمال مشارکت آن در ایجاد اختلالات متابولیکی وجود دارد.
او میگوید: "اگر بتوانیم این اطلاعات دریافتی از جسم کاروتید به مغز را کنترل کنیم، میتوانیم پیشرفت بیماریهای متابولیک را درمان کنیم."
تاکنون، بخش زیادی از این کار در مراحل اولیه باقی مانده است. تحقیقات کنده روی جوندگان نشان داده است که تغییر سیگنالدهی جسم کاروتید میتواند بر متابولیسم تأثیر بگذارد، درحالیکه یک مطالعه مقدماتی روی انسانها نیز نشان داده است که فعالیت جسم کاروتید در افراد مبتلا به پیشدیابت افزایش مییابد. دستگاهی که سیگنالی برای آرام کردن جسم کاروتید بیش فعال ارسال میکند، در نهایت میتواند به بهبود متابولیسم و فشار خون کمک کند.
محدودیتهای پزشکی بیوالکترونیک
نسل جدید دستگاههای بیوالکترونیک نسبت به مدلهای قبلی خود کمتر تهاجمی هستند، اما هزینه و دسترسی میتواند پذیرش گسترده آنها را محدود کند.
برای افراد مقاوم به درمان مانند مور، که قبلاً چندین داروی گرانقیمت را امتحان کردهاند، این مبادله ممکن است ارزشش را داشته باشد. برخی از داروهای آرتریت روماتوئید میتوانند تا 90,000 دلار در سال هزینه داشته باشند. اگرچه هزینه اولیه دستگاه ستپوینت بالا است، اما تحلیلهای مالی انجامشده توسط شرکت نشان میدهد که این دستگاه نسبت به برخی داروها مقرونبهصرفهتر است..
وادار کردن بیمهها به پرداخت هزینههای دستگاههای پزشکی جدید نیز میتواند سالها طول بکشد. بازپرداخت بیمه درمانی میتواند بیش از پنج سال طول بکشد، درحالیکه بیمههای خصوصی ممکن است قبل از ارائه پوشش، منتظر شواهد واقعی بیشتری از ایمنی و اثربخشی باشند.
و همه از پزشکی بیوالکترونیک بهرهمند نمیشوند. حتی با وجود دستگاه تأیید شده توسط FDA برای آرتریت روماتوئید، برخی از افراد به خوبی - یا اصلاً - پاسخ نمیدهند و محققان هنوز نمیدانند چرا.
موانع فنی نیز وجود دارند؛ کنده اشاره میکند که پژوهشگران در حال تلاش برای توسعه مواد نرمتر و انعطافپذیرتری هستند که هنگام کاشت [در بدن]، منجر به التهاب و زخمشدگی کمتری شوند. آنها همچنین برای افزایش دقت دستگاهها در تحریک نواحی هدف و توسعه الگوریتمهایی جهت بهینهسازی سیگنالهای الکتریکی ارسالی، تلاش میکنند.
در مورد بیشتر بیماریهایی که اکنون تحت مطالعه هستند، همچنان به چندین سال کارآزمایی بالینی در مقیاس بزرگتر نیاز است تا مشخص شود آیا این دستگاهها ایمن و مؤثر هستند یا خیر. اما با صدور نخستین مجوز سازمان غذا و دارو برای یک دستگاه با تهاجم حداقلی جهت درمان آرتریت روماتوئید، درمان برخی بیماریهای مزمن با استفاده از سیگنالهای الکتریکی برای افرادی مانند مور، دیگر صرفاً یک ایده نظری نیست.
هر ساله خانواده مور در پارک ایالتی مونگاپ گرد هم میآیند و از آبشار آنجا دیدن میکنند. درحالیکه بیشتر اعضای خانواده برای شنا و تفریح از مسیر پایین میروند، او و همسرش طبق روال معمول در بالا میمانند و نظارهگر هستند. مور میگوید: «من نمیتوانستم پایین بروم و قطعاً قادر به راه رفتن روی صخرهها و داخل آب نبودم. مشتاقم ببینم آیا امسال میتوانم به پایین بروم یا نه.»
منبع
.https://www.nationalgeographic.com/health/article/bioelectronic-medicine-vagus-nerve-chronic-disease