تهیهکننده: پیمان پورنیا
رئیس مطالعات و پژوهش واحد تحقیق و توسعه شرکت ایران ملاس
دانشمندان در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه هورمونهای زنانه ممکن است بر خطر و شدت آسم، از دوران قاعدگی و بارداری گرفته تا یائسگی، تأثیر بگذارند.
پیش از دوران بلوغ، احتمال ابتلای پسران به آسم نسبت به دختران بیشتر است و آنها همچنین در مقایسه با همسالان دختر خود، بیشتر دچار علائم شدید این بیماری میشوند. اما در آن دوره گذارِ زندگی، اتفاقی میافتد که پس از آن، وضعیت کاملاً برعکس میشود.
کارشناسان هنوز دقیقاً نمیدانند چه اتفاقی رخ میدهد. بااینحال، در ایالات متحده از هر ۱۰ زن بزرگسال، تقریباً یک نفر (یعنی جمعیتی تقریباً دو برابرِ مردان مبتلا) به آسم دچار است و احتمال بروز حملات آسمی که منجر به مراجعه به اورژانس یا بستری شدن در بیمارستان شود، در زنان بیشتر از مردان است. به گفتۀ پاتریشیا سیلویرا، استاد دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، افزون بر این، برخی از انواع آسم که در میان زنان شایعترند، به درمانهای معمول پاسخ نمیدهند.
داستان با افزایش سن زنان پیچیدهتر میشود. داون دیمئو، متخصص بیماریهای ریوی و مراقبتهای ویژه در مرکز درمانی Mass General Brigham، میگوید که علائم این بیماری گاهی در مراحل خاصی از چرخه قاعدگی، دوران بارداری و یائسگی بهبود مییابند یا تشدید میشوند.
سیلویرا میگوید با اینکه دهههاست تفاوتهای جنسیتی در بیماری آسم ثبت شده است، اما تازه در همین اواخر است که پژوهشگران در حال درک سازوکارهای زیربنایی این تفاوتها هستند. او میافزاید: «این مسئله مختص آسم نیست، بلکه بازتابدهنده روندی کلیتر در تحقیقات زیستپزشکی است که طی آن زنان یا حضور کمرنگی در مطالعات داشتهاند و یا دادههای مربوط به آنها بهطور جداگانه تحلیل نشده است.»
برای نمونه، آیوبامی تی. آکنروی، استادیار آلرژی و ایمونولوژی در دانشکده پزشکی هاروارد، میگوید که در ایالات متحده، طی چندین دهه، بسیاری از کارآزماییهای مربوط به درمان آسم عمدتاً داروها را بر روی مردان آزمایش میکردند. یک نقطه عطف مهم زمانی رقم خورد که مؤسسه ملی بهداشت (NIH) سیاست جنسیت به عنوان یک متغیر زیستی (SABV) را به اجرا درآورد؛ سیاستی که از سال ۲۰۱۶ لازمالاجرا شد. سیلویرا میگوید: «آن سیاست به رسمیسازی این انتظار کمک کرد که جنسیت باید در طراحی، تحلیل و گزارشدهی مطالعات مد نظر قرار گیرد، و از آن زمان تاکنون، توجه بسیار بیشتری به تفاوتهای جنسیتی در بیماری آسم معطوف شده است.»
خبر خوب این است که در زمینه درمان آسم برای هر دو جنس پیشرفتهایی حاصل شده است؛ از جمله ظهور داروهای بیولوژیک جدید و همچنین تحقیقاتی پیرامون اینکه آیا داروهای دسته GLP-1 میتوانند روزی بخشی از برنامههای درمانی باشند یا خیر.
چه عواملی بر تفاوتهای جنسیتی در آسم تأثیر میگذارند؟
آسم یک بیماری واحد نیست، بلکه اصطلاحی کلی برای انواع مختلفی از بیماریهای مزمن ریوی است که منجر به تنگ شدن مجاری تنفسی میشوند. محققان دریافتهاند که تفاوتهای جنسیتی به روشهای گوناگونی بر علائم این بیماری تأثیر میگذارند. عواملی همچون ژنتیک، تفاوت در سبک زندگی و مواجهه با عوامل محیطی، و همچنین هورمونهای جنسی نظیر استروژن و آندروژنها، هر یک نقشهای متمایزی ایفا میکنند.
براساس مطالعهای که سیلویرا یکی از نویسندگان آن بوده است، در حوزه ژنتیک، ژنها، واریانتهای ژنی و میکروآرانایها (یعنی اسیدهای نوکلئیک کوچکی که از نظر ساختاری به DNA شباهت دارند) وجود دارند که مستقیماً با عملکرد ریه، التهاب ریه و بهطور کلی بیماری آسم مرتبط هستند. سیلویرا توضیح میدهد: «ژنتیکِ مختصِ جنسیت به این معنا نیست که زنان ژنهای کاملاً متفاوتی برای آسم دارند؛ بلکه بدین معناست که یک ژن یا واریانتِ ژنیِ واحد میتواند در بدن مردان و زنان رفتار متفاوتی داشته باشد.»
بااینحال، ژنتیک تمام ماجرا را توضیح نمیدهد. ممکن است تفاوتهایی در نحوه رشد ریهها در پسران و دختران نیز وجود داشته باشد. نسبتِ اندازه دهانه مجرای تنفسی (یعنی حنجره) به حجم کل ریه در دختران، در مقایسه با پسران، کمتر است. به گفتۀ آکنروی، با بزرگتر شدن پسران، ریههایشان نیز بزرگتر میشود که این امر میتواند به بهبود آسم دوران کودکی کمک کند؛ اما ریههای زنان نسبتاً کوچکتر باقی میماند.
عوامل محیطی نیز در این زمینه نقش دارند. آکنروی میگوید که زنان احتمالاً بیشتر در معرض برخی عوامل محرک، مانند دود ناشی از پختوپز و مواد شوینده و پاککننده، قرار میگیرند. براساس یک مطالعه کوهورت (مطالعه همگروهی) گسترده، در میان زنانی که شغلشان نظافت بود، 13.7 درصد به آسمِ تشخیصدادهشده توسط پزشک مبتلا بودند؛ درحالیکه این رقم برای زنانی که در خانه نظافت میکردند 12.3 درصد و برای زنانی که کار نظافت انجام نمیدادند، 9.6 درصد بود.
سپس نوبت به هورمونهای جنسی میرسد. به گفتۀ سیلویرا، هورمونهای زنانه مانند استرادیول معمولاً خاصیت پیشالتهابی دارند، درحالیکه آندروژنها — یا همان هورمونهای «مردانه» — بیشتر خاصیت ضدالتهابی از خود نشان میدهند. براساس مطالعهای که در نشریه The Journal of Allergy and Clinical Immunology منتشر شده است، استرادیول و پروژسترون باعث افزایش تولید مولکولی التهابی (به نام IL-17A) توسط سلولهای ایمنی TH17 میشوند؛ مولکولی که با موارد شدید آسم مرتبط است. داون نیوکامب، دانشیار پزشکی دانشگاه وندربیلت و سرپرست این پژوهش، میگوید: «تغییرات سطح استروژن و آندروژن که از دوران بلوغ آغاز میشوند — و در زنان طی دوران بارداری یا یائسگی نیز دچار نوسان میگردند — نقش مهمی در تنظیم التهاب مجاری تنفسی دارند؛ التهابی که میتواند محرک بروز آسم باشد.»
هورمونهای جنسی همچنین میتوانند در تشدید یکی دیگر از عوامل خطر آسم، یعنی چاقی، نقش داشته باشند. سیلویرا میگوید: «چاقی عامل مهمی در تغییر ماهیت آسم است، بهویژه در زنان»؛ دلیل این امر تا حدی آن است که بافت آدیپوز (چربی) میتواند بر مسیرهای سیگنالدهی استروژن تأثیر بگذارد. براساس یک مقاله مروری منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه The Journal of International Medical Research، چاقی با تغییر مکانیک تنفس، پاسخهای ایمنی و میزان پاسخدهی به درمان، خطر ابتلا به آسم را افزایش داده و «سیر بالینی آن را پیچیده میکند.»
تأثیر تغییرات هورمونی بر علائم آسم
آنچه وضعیت را پیچیدهتر میکند این است که علائم آسم در زنان ممکن است در طول زمان و همگام با تغییرات چرخه قاعدگی، بارداری و یائسگی دچار نوسان شود.
براساس یک مطالعه مروری در «مجله آلرژی و ایمونولوژی بالینی» (Journal of Allergy and Clinical Immunology)، تا ۴۰ درصد از زنان مبتلا به آسم اظهار میدارند که چرخه قاعدگیشان بر علائم بیماری آنها تأثیر میگذارد. (سیلویرا میگوید با اینکه این آمار بهطور گستردهای نقل میشود، اما احتمالاً رقم واقعی حتی بالاتر از این مقدار است.) به گفتۀ سیلویرا، زنان معمولاً گزارش میدهند که وضعیت آسم آنها چند روز پیش از آغاز قاعدگی (موسوم به فاز لوتئال) یا درست در ابتدای دوره قاعدگی وخیمتر میشود. این امر میتواند ناشی از افزایش سطح استروژن و پروژسترون پس از تخمکگذاری و سپس کاهش مجدد آنها درست پیش از شروع قاعدگی باشد. دیمئو میگوید این نوسانات هورمونی «ممکن است بر التهاب مجاری تنفسی، بیشواکنشی برونشها یا تحریکپذیری مجاری تنفسی تأثیر بگذارد.»
برخی کارشناسان این فرضیه را مطرح میکنند که نوسانات هورمونی عامل تشدید علائم آسم در حدود ۴۰ درصد از زنان باردار نیز هستند. سیلویرا میگوید: «بیشترین موارد تشدید آسم در سه ماهه دوم و سوم بارداری رخ میدهد و این موضوع با سطوح بالاتر هورمونها و کورتیزول، بزرگ شدن شکم و افزایش وزن مرتبط است.» بااینحال، عوامل دیگری نیز ممکن است نقش داشته باشند: مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ در (European Respiratory Journal) منتشر شد، توضیح میدهد که برخی زنان پس از بارداری درمان آسم را متوقف میکنند؛ بنابراین، وخیمتر شدن برخی علائم میتواند ناشی از این تغییر رفتار باشد. دیمئو میگوید عوامل دیگری مرتبط با بارداری نیز میتوانند آسم را تشدید کنند، از جمله تغییرات سیستم ایمنی، رفلاکس معده به مری و حتی گرفتگی بینی.
سیلویرا میگوید بااینحال، ۳۰ درصد از زنان مبتلا به آسم که باردار میشوند هیچ تغییری در وضعیت خود احساس نمیکنند و ۳۰ درصد دیگر شاهد بهبود علائم خواهند بود. (پزشکان این پدیده را «قانون ۳۰ درصد» مینامند.) بهطور کلی، احتمال تشدید علائم در دوران بارداری برای کسانی که از ابتدا علائم شدیدتری داشتهاند بیشتر است، اما هنوز دقیقاً مشخص نیست که چرا چنین اتفاقی میافتد.
با نزدیک شدن زنان به دوران یائسگی و ادامه نوسانات هورمونی، محققان معمولاً متوجه کاهش علائم آسم میشوند. اما در نظر گرفتن عواملی مانند چاقی — که معمولاً در دوران یائسگی افزایش مییابد — یا استفاده از هورموندرمانی، این تصویر را پیچیده و مبهم میکند. به گفتۀ دیمئو، هورموندرمانی بهویژه نوعی «شمشیر سهلبه» محسوب میشود، زیرا برخی مطالعات نشان میدهند که این درمانهای حاوی استروژن ممکن است خطر ابتلا به آسم را افزایش دهند یا علائم آن را تشدید کنند.
مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ توسط مایو کلینیک (Mayo Clinic) انجام شد، نشان داد که هیچ ارتباطی میان یائسگی و آسم وجود ندارد و ارتباطات گزارششده در گذشته، تحت تأثیر عواملی همچون سن، چاقی و هورموندرمانی دچار خطا یا تداخل شدهاند. دیمئو میگوید: «مجموعه مطالعات و متون علمی موجود، حتی برای ما که پژوهشگر و پزشک هستیم، بسیار گیجکننده است.» سیلویرا نیز خاطرنشان میکند: «قطعاً زنانی هستند که هرگز آسم نداشتهاند اما در سنین بالاتر به آن مبتلا میشوند، و در مقابل، زنانی هم هستند که آسم دارند اما با رسیدن به دوران یائسگی، بیماریشان برطرف میشود.»
چرا زنان به درمانها پاسخ نمیدهند؟
نیوکامب میافزاید از آنجا که احتمال ابتلای زنان به نوع شدیدتر آسم بیشتر است، آنها در مقایسه با مردان به درمانهای بیشتری نیاز دارند. اما مشکل دقیقاً همینجاست. دیمئو میگوید: «ما میدانیم که ممکن است پاسخ زنان به استروئیدهای استنشاقی به خوبیِ مردان نباشد.» اسپریهای استروئیدی که برای کاهش التهاب در سطح سلولی به کار میروند، یکی از ارکان اصلی درمان آسم محسوب میشوند. استروژن ممکن است التهاب مجاری تنفسی را تشدید کرده و نحوه واکنش سلولها به این داروها را تغییر دهد.
بهعنوان جایگزینی برای استروئیدها، در حال حاضر هفت داروی بیولوژیک در بازار موجود است. این داروها عملکرد سلولها یا مولکولهای ایجادکننده التهاب را مختل میکنند، اما نوعی از آسم را هدف قرار میدهند که شیوع آن در زنان بیشتر نیست. آکنروی میگوید: «من نسبت به سایر داروهای بیولوژیکی که اکنون در مراحل تحقیق و توسعه قرار دارند و بیمارانی را هدف میگیرند که ممکن است به داروهای موجود در بازار پاسخ مناسبی ندهند، بسیار خوشبین هستم.»
متأسفانه، مطالعات مربوط به داروهای بیولوژیک تاکنون بهگونهای طراحی نشدهاند که تفاوتهای جنسیتی در اثربخشی دارو را ارزیابی کنند. بااینحال، دانشمندان به پیشرفت در این زمینه امیدوارند؛ دیمئو میگوید: «آگاهی نسبت به تظاهرات بیماری بر اساس جنسیت افزایش یافته است و شاید زمانی که در آن کارآزماییهای بالینی از توان آماری کافی برای تشخیص تفاوتهای جنسیتی برخوردار باشند، چندان دور نباشد.»
دسته دیگری از داروهایی که بهعنوان یک درمان احتمالی در حال ظهور هستند، GLP-1ها هستند که معمولاً برای درمان دیابت و چاقی استفاده میشوند. آکنروی میگوید: «اگر فرصتی برای درمان چاقی، که یک بیماری همراه بسیار رایج در جمعیت آسم ماست، داشته باشیم، امیدواریم که این امر برای زنان نیز مفید باشد.» در حالی که GLP-1ها هنوز برای درمان آسم توسط FDA تأیید نشدهاند، دیمئو میگوید پزشکان و محققان به دادههای جدید توجه زیادی دارند.
کارشناسان میگویند زنانی که آسم تشخیص داده نشده دارند، هرگونه علائم تنفسی را جدی بگیرند. دیمئو میگوید هرگونه تنگی نفس در دوران یائسگی را بهعنوان اضطراب تلقی نکنید، بلکه به پزشک مراجعه کنید. از نظر پیشگیری، کارشناسان میگویند اجتناب از سیگار کشیدن و ویپ و همچنین مواجههای شغلی (مانند گرد و غبار و دود) و مدیریت چاقی ضروری است. آکنروی میافزاید که سلامت روان نیز مهم است زیرا استرس روانی-اجتماعی میتواند محرک آسم باشد.
متخصصان همچنین موافقند که ردیابی علائم میتواند راهی عالی برای کمک به شما - و پزشکتان - باشد تا بیولوژی فردی خود و چگونگی تأثیر آن بر برنامه درمانی شخصیتان، مانند استفاده بیشتر از اسپری یا هوشیاری بیشتر نسبت به برخی محرکها در طول فاز لوتئال چرخه قاعدگی، یا از طریق داروهای ضدبارداری خوراکی یا تثبیتکنندههای هورمون را زیر نظر داشته باشید.
اکنون که تحقیقات خاص جنسیت بهطور جدی در حال انجام است، متخصصان امیدوارند که به زودی در مورد اینکه چرا زنان بیشتر احتمال دارد به آسم مبتلا شوند - و اینکه چگونه میتوانیم به بهترین شکل آنها را درمان کنیم - پاسخهای بیشتری نسبت به سؤالات داشته باشیم.
منبع
.https://www.nationalgeographic.com/health/article/asthma-in-women-worse